روزهای پایانی اینترنی

فصل جدید زندگی من از نیمه سال 92 شروع میشه. میدونم احتمالا اوائل کارم به عنوان پزشک عمومی باید خیلی سخت باشه. اما مجبورم تحمل کنم

درسته که گاهی فکر میکنم که کلا راه رو اشتباه اومدم، اما حالا که بهترین سال های جوونی ام رو پای این تصمیم اشتباه گرفتم، محکومم به تحمل این وضعیت. یکم دیگه سر بالایی مونده و میدونم بقیه اش سرازیریه

این روزها دغدغه اصلی من کلیت دینداریه. با چیزهایی که تا حالا دیدم عدالت و ربانیت برام زیر سوال رفته و واقعا حفره خالی ذهنم هیچ جوره با خرافاتی که نسل به نسل بهم رسیده پر نمیشه.

بعد از این همه تلاش و بدبختی و محرومیت از لذت های دنیا، میبینم که از کسایی که این راه رو انتخاب نکردن عقب ترم و به قولی نه دنیا رو دارم نه آخرت.

..........................................................

دلم یه همراه میخواد

یه آدم واقعی

/ 4 نظر / 9 بازدید
اریان

ازینکه تا قله اومدی باید لذت ببری ...سر بایینیم ازوناست که یه جوری واست میگذره که دلت بلرزه ...... اما تو زندگی دنیایی دنبال عدالت نگرد سعی کن بش فکر نکنی ..خیلی دنبالش بودم که بفهمم ...عدالت = نمیشود با تساوی یه داستان خوندم که بعد اون این قضیه واسم حل شد...دوست به تو هم میگم

آسمان من

سلام،آرزومیکنم موفق وتندرست باشی[گل]

M e h d i

زیبا...

وبلاگچه خاطرات

وقتی پایه های اصولی که واسه زندگی انتخاب کنی سست باشه .این جورچینو بسم الله بسم الله تا ثریا هم که برسونیش باز یه جایی میریزه...اون لحظه از جورچین ساختن نباید مایوس بشی. باید اصول اولیه تو محــــــــــــــــکم بچینی... دینداری هم همینه... اصول دین تقلیدی نیست تحقیـقیه! توحید.معاد.نبوت...کسی که توحیدشو تقلیدی قبول کنه و نفهـمه دیگه باید فاتحه بقیه اشو بخونه...بیعیه بعد از یه مدتی به بزرگترین برنامه هدایت بشریت میگه خرافات... من خودم از سفر راهیان نور که برگشتم به وجود خدا شک کرده بودم...چه عذابی میکشیدم وقتی نماز میخوندم و در عین حال شک داشتم پشت این در کسی هست یا همه اش یه بازیه دوسر باخته! چه دوران بدی بود