خ مثل خدایی که هیچوقت با من نیست

بعد از یه کشیک مزخرف تو اتاق نشستم و به حرف بچه ها گوش میدم. حتی در بسته اتاق هم نمیتونه صدای قهقهه بچه ها رو فیلتر کنه. حتی در هم با من لج کرده و صداها را واضح تر میکنه. بچه ها دارن برنامه ثبت نام و کارای اداری اشون رو با هم چک میکنن. اره خب اونا از ماه دیگه رزیدنت اند...

سرم رو محکم تو بالش فشار میدم که کسی حتی صدای نفسم رو نشنوه. میدونم همیشه ادما روزای سختشونو فراموش میکنن ، اما تحملش "الان" برام سخته.

 

دلم یه دل سیر گریه میخواد.....یه مدتیه عادت کردم بدون اشک گریه کنم.

 

/ 3 نظر / 16 بازدید
شالیزه

سلام عزیزم.ممنون که بهم سر زدی.الان که فکر میکنم میبینم همه ما تو موقعیتای مختلف همیشه یه بهانه ای جور میکنیم که از زندگی نتونیم لذت ببریم...هر کس هم به مشکل یکی دیگه نگاه میکنه خنده اش میگیره!غافل از اینکه کلی آدم به اون چیزی که خودش مشکل لاینحل فرضش میکنه میگن:یه پیشامد معمولی در زندگی!منم کلی میزدم تو سر خودم که رتبه کنکورم خوب نشده...الان که خودمو با تو مقایسه میکنم خنده ام میگیره...تو رزیدنتی قبول نشدی و ناراحتی..فکر کن چند نفر هستن که از شنیدن موضوع ناراحتیت خنده شون میگیره؟!-البته نه به قصد تمسخر..-

شالیزه

سلام عزیزم.لطف کردی سر زدی..

نگین

سلام بلاگتون رو دیدم مطالب خوبی داشت ازش استفاده کردم اگه دوست داشتید از وب سایت ما هم دیدن کنید مطالبش راجع ساختمان هوشمند هستش مثل بیاری گیاهان و تغذیه حیوانات خانه هوشمند دسترسي و كنترل از راه دور خانه هوشمند سیستم های صوتی و تصویری خانه هوشمند کنترل روشنایی خانه هوشمند و .. اگه از مطالب وب سایت ما خوشتون اومد لطفا مارو لینک کنید ممنون که به من سر میزنید http://mehestan.org