بهار 93

بالاخره سال 92 با اون همه سراشیبی تموم شد و من در انتظار اتفاقهای خوب کنار خانواده ام سر سفره هفت سین نشستم و دعا کردم که امسال برای همه سال خوبی باشه.

اینقدر خاطرات زیاده که گفتنش تو این چند سطر از ارزشش کم میکنه. ایشالله بعد امتحان دستیاری وقتم بیشتره و میام از خاطرات طبابتم میگم.

خدایا از ته دل ازت میخوام که سال دیگه من رزیدنت باشم...

/ 10 نظر / 8 بازدید
دعادست

سال خوبي داشته باشيد ... ايشالله

مهتاب

هر چی آرزوی خوبه مال تو! سال نو مبارک عزیزم[ماچ]

شراره

عید شمامبارک . ما هم دعا می کنیم که انشاا... شماحتمااااااااا سال دیگه رزیدنت باشی

تمشک

دکی امسال سال ِ توئه!![تایید]

سلام

سلام من تازه وبلاگ شما رو کشف کردم... وبلاگ خیلی خوبی دارین... سال نو مبارک....

آناهیتا

سلام عزیزم عیدت مبارک حتما سال دیگه یه رزیدنت کوچولویی.کسی که تلاش کنه خدا حتما بهش کمک میکنه.

اریانا

سلام عزیزم.نوشته هات روزای طرحم رو تداعی کرد واسم.انگار سال گذشته منو توصیف کرده بودی...درسته سخته ولی بالاخره تموم میشه.واست روزای بهتریو ارزو میکنم.