مرگ همیشه حق نیست!

یه پسر حدودا 35 ساله  با یه برانکارد که مادر پیر کوتاه قامتش هل میداد اومد تو اورژانس. Patient دوم مال دوستم بود رفت دیدش و بعد از چند ثانیه شاکی و عصبانی برگشت:

"آخه چه معنی میده ؟ مریض رو فقط به خاطر استفراغ مکرر فرستادن اورژانس بستری؟ خب یه سرم میزدن و میرفت دیگه، مادرش هم که فارسی نمیفهمه ..."

هنوز داشت غر غر میکرد و یه شرح حال نصف و نیمه گذاشت و رفت نشست تو استیشن.

از اونجاییکه من همیشه از مِن و مِن کردن پیش استاد حین شرح حال دادن بیزار بودم گفتم خودم برم مریض رو ببینم.

پسر جوون خیلی بی حال و شدیدا دهیدره بود. به هیچ سوالی جواب نمیداد، مادرش فارسی بلد نبود. هیچی نمیشد از این مریض فهمید...

دست گذاشتم رو شکمش گفتم کجا درد میکنه؟ حتی ناله هم نمیکرد...

همونطوری که دستم رو لباسش بود گفتم چقدر بدنش مو داره. آخه زیر دستم یه حس عجیبی داشتم. لباسش رو که بالا زدم دیدم مو نداره!!!!!تعجب

اون چیزی که حس کرده بود "کریپتاسیون" ناشی از آمفیزم زیر جلدی بود!

مریض رو با تشخیص پارگی مری ناشی از استفراغ شدید به اتاق عمل فرستادیم و من تو این فکر بودم که اگه منم مثل دوستم میخواستم فقط غر و لند کنم ، اون پسر جوون روی همون تخت کد میخورد و معلوم نبود الان از کدوم طبقه بهشت بهمون زل زده بود....

پ ن:(توضیحات)

دهیدره: خشکی مخاطات به علت از دست دادن مایعات بدن

کریپتاسیون: توضیحش سخته! ! انگار داری روی" برف "رو لمس میکنی و خرت خرت صدا میده!!! علت وجود هوا در بافت زیرین پوست است(آمفیزم زیر جلدی)

کُد خوردن: هر بیمارستان هنگام نیاز به پزشک و پرستار برای شتافتن بر بالین بیماری که دچار ایست قلبی تنفسی  شده،کُدی رو اعلام میکنه برای مثال : کُد 110 بخش قلب. تا همه متوجه بشن باید برای احیای قلبی ریوی یک بیمار به اون بخش برند.

/ 7 نظر / 9 بازدید
Masih

سلام وب زیبای دارید...اگه میشه به منم سر بزنید و نظر بدین ...دوستم داشتید تبادل لینک کنیم....منتظرتونم ...حتما بیاین[لبخند][چشمک][خجالت]

تمشک

افرین خانوم دکتر متعهد!!!![تایید]

مهتاب

آفرین!!![دست][دست][دست][دست][دست][دست] لذت کار شما هم همینجاست دیگه! ولی یه پیشنهاد بدم؟ اینهمه اصطلاحات پزشکی رو کسی مثل من که سواد پزشکی نداره متوجه نمیشه اگه حوصله کنی و یه توضیحی پایینش بدی که من هم بفهمم مثلا کریپتاسیون چیه خیلی عالی میشه![قلب]

مهتاب

ممنون عزیزم راستش من خیلی دوست دارم که این اصطلاحات رو بدونم به این قسمت پزشکی علاقه دارم و اینکه چه دارویی برای چه بیماری خوبه و اطلاعاتی مربوط به بیماریها و راه درمانشون داشته باشم ولی با قسمت خون و خونریزیش مشکل دارم اصلا دل دیدن زخم و خون رو ندارم چند وقت پیش بابام دستش با آب جوش سوخت تا مدتها نمیتونستم به دستش نگاه کنم حتی وقتی پوست نو گرفته بود! واسه همین اصلا موقع کنکور سراغ پزشکی نرفتم رتبه ام خوب بود زیر هزار بودم. بازم ممنونم که توضیح دادی امیدوارم توی پستهای بعدی هم همین کار رو انجام بدی![بغل]

فروغ

ای کاش همه مثل شما بودن خوبی وبت اینه که سطح اطلاعات بالا میره ممنون از توضیحات بابت بعضی از کلمات

وبلاگچه خاطرات

آوریـــــــــــن خانم دکتر وظیفه شناس...کیــــــــــــــــــــف کردم مگه دستم به اون دوستت نرسه[عصبانی]