سلام

دلم میخواد یه جایی بنویسم که کسی خاطراتم رو نخونه.همش میگم نکنه این همه بنویسم و بعدش یه روز سایت بسته شه و من بمونم بدون خاطره. این روزا حس میکنم خاطرات قدیمیم داره از ذهنم پاک میشه.

امروز روز اول بخش عفونی بود. منم تنها بودم. من همیشه تنهام. حتما تقصیر خودمه. دلم هوای بهروز رو کرده. حس نوشتن ندارم. خستم. بعدا میاااام

/ 3 نظر / 5 بازدید
مهدی

درود نه نترسید این وبلاگ ها پاک نمی شن همین طور که خیلی سال هست که دارن فعالیت می کنن منم تو وبلاگم احساساتم را می نویسم و برام فرقی نمی کنه کسی بخونه یا نه منم خیلی دوست دارم دکتر بشم و به خاطر همین هست که 4 سال از بهترین سال هام را گذاشتم تا قبول شم و به امید خدا امسال تمومش می کنم بدرود

بابک

سعی کردم نوشته هات رو بخونم . قبل از این سال هم وبلاگ داشتید؟حدودای سال 84-85