توطئه خانوادگی

یادمه زمانیکه اینترن بخش روانپزشکی بودم، یه روز زمان ملاقات توی بخش سرگرم نوشتن order یه مریض بودم که دیدم چندتا همراه یه مریض همگی اومدن پشت استیشن پرستاری و  اعتراض میکردن که چرا نمیشه مریضشون رو ملاقات کنن.

با اینکه به من ربطی نداشت از سر کنجکاوی پرونده مریض" ممنوع الملاقات" رو نگاه کردم و دیدم که بیمار یه زندانیه و به دلیل اقدام به خودکشی در زندان بستری شده. بهر حال رفتار همراه های مریض برای من عجیب بود و حتی به پرستار تذکر دادم که همراها رو بیرون کنه اما خب اهمیتی نداد. خلاصه.... همونطور که من مشغول کارای خودم بودم دیدم سر و صدا شد و یهو همه همراهای اون مریض ریختن سر نگهبان مراقب زندانی و کلی کتکش زدن و همراه زندانی از بخش فرار کردن. منم که مدیونین فکر کنین از جام 1 سانتیمتر جابه جا شدم، بهر حال اولین تجربه ام بود !... تو این فکر بودم که چی شده و کی کی رو زده و کی فرار کرده که یهو  "بنگ" صدای تیر اومد!

درسته که اون زندانی فرار کرد و پلیس نگهبان زندانی به جرم شلیک کردن به مظنون(!) به زندان افتاد اما خداییش با کار خونواده طرف حال کردم!

/ 8 نظر / 10 بازدید
لیلا

تو کشیک عید بخش روانپزشکی یه دختره بشدت آژیته که رفتارای agressive داشت آورده بودن اورژانس که هیچ جوره قابل کنتزل نبود.رزیدنت به پرستارا گفت فیکسش کنید اینو که گفت داداش و نامزد دختره که چاقوهم داشتن به سمت ما حمله ور شدن و تو اون تاریکی شب پریدیم تو حیاط بیمارستان و پضت درختا قایم شدیم و بعدشم رفتیم پاویون. 10 دقیقه بعد که پرستار زنگید که اوضاع stable میباشد بیاید.با ترس و لزر رفتیم دیدیم خیلی از مریضا رفتن و اورژانس خلوته و اونایی هم که موندن دارن بهمون میخندند. این بود خاطره ما از روانپزشکی

سید مریم

سلام دکتر جونم من 16سالمه سال دوم تجربی عاشق پزشکی و تخض قلب و اورزانس خوش به حالت بالاخره بعد از سالیان دراز وب سایتی که باهاش حال میکنم پیدا کردم خیلی دوس دارم بیشتر باهات اشنا بشم میشه بگی کدوم بیمارستان کار میکنی که اگه تونستم بیام از نزدیک ببینمت خیلی خوش حالم یک دوستی مثل تو پیدا کردم اگه شما ما رو دوست خودتون بدونید راستی ادرس ایمیلم هم میزارم اگه شما هم دوس داشتی بیشتر اشنا شیم یک ایمیل بده

سید مریم

آلان اگه بدونی چقدر خوش حالم که شما رو پیدا کردم قند تو دلم اب میشه

سید مریم

درا جواب منو نمیدی[ناراحت][عاشق] شاید دوس نداری با من دوس شی باچه اکشال نداره عزیزم

سید مریم

نمیدونستم ادما دکتر میشن دیگه به کوچیک نر از خودشون اهمیت نمیدن

سید مریم

اصلان قهرم دیگه هم نمیام[ناراحت][ناراحت][ناراحت]

فروغ

چقدر هیجان داشت این صحنه[نیشخند]

مریم

به همه جواب میدی جواب منو چرا نمیدی اصلان نخواستیم[کلافه]