خاطرات دکتر کوچولو

بخش مزخرف هماتولوژی
نویسنده : دکتر کوچولو - ساعت ٧:۱٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ آذر ،۱۳٩٠
 

کاش هیچوقت احتیاج نبود همچین بخشی ساخته بشه.وقتی میری تو بخش،تنها چیزی که توجهت رو جلب میکنه قیافه یک شکل بچه هاست.اصلا نمیتونی تشخیص بدی کدوم دختره کدوم پسر.مگه بعضی دخترا که روسری میذارن روی سر بی موشون...

امروز تو درمانگاه دکتر میخواست یه خبر بد به پدر یه بچه بده. پدر بیچاره که 5 روز پیش دوباره پدر شده بود تو صورت دکتر خیره شده بود و به حرفاش گوش میداد.100% مطمئنم با همه توضیحاتی که دکتر داد نفهمید پسرش کانسر داره....

........................................................

دختر 8 ساله با تشخیص HIV + در مرحله ایدز بستری شد.پدرو مادرش هر دو مبتلا بودن و خودکشی کردند.حالا یه دختر بدبخت به این دنیا اومده و در حال زجر کشیدن منتظر مرگه.تنها و بدون غمخوار .....قانونگذاران هم بنشینند با خیال راحت پشت میز اداریشون نسکافه میل کنن،نوش جان!

........................................................

بعد نوشت:

پرونده مریض رو از استیشن برداشتم که برم از همراهش شرح حال بگیرم.رفتم تو اتاق دیدم مادر مریض که یه پسر 9 ساله بود رو ویلچیر ئه. 

پرونده رو باز کردم....پسر 9 ساله مبتلا به ALL از 4 سالگی.چشم چپ تخلیه شده. از همان زمان ناشنوا است. در حال حاضر به علت تشخیص لنفوم هوچکین بستری شده است. یه نگاه به اون کردم.یه نگاه به مادر افلیجش

شرح حال نگرفتم....فقط دلم میخواست بمیرم و بمیرم و بمیرم