خاطرات دکتر کوچولو

کابوس یا رویا؟
نویسنده : دکتر کوچولو - ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ شهریور ،۱۳٩٠
 

دکتر آرامش توی وبلاگ شخصیش مطلبی نوشته بود در مورد اینکه واقعا از چه زمانی مردم ایران بی فرهنگ شدن.بی رودروایستی"بی شعور شدن"؟

به نظر دکتر قبل از حمله مغول مردم بی شعور(!) بودند که کاخ خرد و فرهنگ با چوب و نیزه فرو نمیپاشد.علت اصلی اون رو هم رواج صوفی گری و جایگزینی عشق به جای عقل دونستن.

دکتر کلی دلیل و مدرک میاره و مولانا رو عامل این عقب گرد فرهنگی معرفی میکنه. آخر سخنش از 2 بچه گربه ای حرف میزنه که توی حیاط منزلش نگه میداره.

کامنت های مطلب پست شده دکتر،پر از بحث های فلسفوی و منطقی و علمی در مورد نظر استاده.اما یه کامنت خیلی تو چشم میزد! یکی که بدون توجه به اصل موضوع فقط گربه های استاد چشمشو گرفته بود و تنها چیزی که دوست داشت بگه این بود که: منم گربه دارم!

اینبار اما به سادگی اون نظر دهنده غبطه نخوردم!! مسئله اینکه ما ایرانی ها ذاتا آدمهای تنبلی هستیم و وقتی به چیزی فکر نمیکنیم نمیخواییم به هیچ قیمتی ازش سر در بیاریم! اینطوری میشه که همیشه توی تاریکی ذهنمون میمونیم و به قولی میشیم همون آدم "بی شعور"

....................................................................

درسته که المپیاد شده واسم یه کابوس ،اما حداقل چیزی که توش بدست آوردم اینه که فهمیدم آدمهای زیادی هستند که به همه چیز فکر میکنن!همه چیز

کدوم از ما ها تا حالا فکر کردیم که ملت های ثروتمند باید 1% از درامدشون رو به ملت های فقیر بدن؟

به ما بگن ما قبول میکنیم...آره 1%....بعد خود فرضیه دهنده میگه چرا 1%؟ اصلا 10%!!! بیاین بشینیم معیار تعریف کنیم....خداااا چرا ما اینقدر غافلیم؟

اصلا شده تا حالا به این فکر کنی که:

آیا اصول اخلاقی خوبن چون خدا امر کرده؟

یا چون خوب بودن خدا امر کرده؟