خاطرات دکتر کوچولو

Death
نویسنده : دکتر کوچولو - ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ تیر ،۱۳٩٠
 

دیشب از خواب بیدار شدم دیدم نفسم تنگه....قفسه سینه ام فشار میومد.اما اینقدر خوابم میومد اهمیت ندادم...

صبح حاضر شدم برم بیمارستان.توراه دنبال یه سوپر مارکت میگشتم یه آبمیوه بخرم که با قرصم بخورم،اما همه جا بسته بود....خیابون خلوت ...اصلا یه وضعی!

زدم کنار...وای خدااا....من مردم!دیشب سکته کردم و در جا...... 

خب من نمردم.اما واقعا اگه صبح بیدار شی و ببینی مردی،چیکار میکنی با این همه گناه؟

خدایا توبه توبه توبه

بهروز توام منو ببخش.