خاطرات دکتر کوچولو

کشیک زنان
نویسنده : دکتر کوچولو - ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ خرداد ،۱۳٩٠
 

کشیک زنان با خستگی که از زایمان صبح و کلاس بعدازظهر و گرمای راه تو تنم مونده بود با دیدن رزیدنت گنده دماغ اوندفعه ای(!) صد برابر سخت تر شد.

مثل آدمایی که زیر آوار موندن،یه سلام نصفه نیمه کردم و ولو شدم رو صندلی و داشتم فکر میکردم چرا از بین 10 تا رزیدنت همش این میخوره به پست من.

مدام غر میزد و با مریضا دعوا میکرد.همش به رزیدنتای ارشد بد و بیراه میگفت و خودش رو لعنت میکرد. دلم میخواست همچین یه هوار سرش بکشم .....حیف....

یه دختر 17 ساله و یه زن 52 ساله باردار اومده بودن اورژانس....طفلکی فکم از بس افتاده رو زمین شل و ول شده دیگه جا نمیره.....

........................................................

صبح رفتم اتاق لیبر...منتظر شدم یه خانم فارغ شه. همش به این فکر میکردم که توی تلویزیون زنا بیشتر جیغ و داد راه میاندازن تا اینجا ...این بیچاره ها جرئت نداشتن جیک بزنن بس که پرسنل خوش اخلاقن!

آخرشم بعد از یک ساعت نی نی خوشگلم دنیا اومد....اسمشم گذاشتم ماریسا! 

پاهاشششششو بگو...

جیگر