خاطرات دکتر کوچولو

بدترین بخش ممکن!
نویسنده : دکتر کوچولو - ساعت ۸:۳۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ خرداد ،۱۳٩٠
 

به جرئت میگم بخش زنان بدترین بخشیه که تا حالا داشتم.اگه بخش قلب توی مورنینگ گزارش میدادن که 30 نفر مراجعه کردن و 9 نفر بستری شدن،اینجا مینویسن 87 مراجعه و 45 بستری!!!

شنیدنش آسونه ها....فکر کن رزیدنت و اینترن کشیک باشی و 87 نفر از عصر تا صبح بی وقفه بیان اورژانس. چندتاشون میرن LABOR و چندتاشون سزارین خدا میدونه.

عصری کشیک وایستاده بودم. با یه رزیدنت گوشتلخ و یه اینترن پسر که فقط سوت میزد(کوفتش بشه همش بیکار بود.کاری نداشت بکنه)

تند و تند مریض با درد شکم میومد و بعد از معاینه که با جیغ و داد همراه بود میرفت اتاق لیبر که بعد ازفحش دادن به شوهر بیچاره اش فارغ شه.

از گرما و خستگی روی صندلی ولو شده بودم که یه زن مسن رو دیدم که دم در اتاق وایستاده بود. فکر کردم همراه مریضه. تو چهره اش درد بود اما فکر میکردم نگران دختر حامله اشه. 

اومد نشست رو صندلی و گفت بارداره و الان درد و خونریزی داره! فک ام رو از رو زمین جمع کردم و با گلوی خشک شده ازش پرسیدم چند تا بچه داره.گفت این پنجمیشه.

ناله کردم که آخه واسه چیته؟ 

سونوگرافی رو از دستش گرفتم و دیدم EP ئه. گل بود به سبزه نیز آراسته شد.

دکتر تا دید حاملگی خارج از رحمه،دستور فوری انتقال به اتاق عمل رو داد.2 دقیقه نگذشته بود که زن روی صندلی بیهوش شد و فورا منتقلش کردن.من اومدم خونه و نمیدونم عملش چطور شد.

نمیدونم واقعا یه روش جلوگیری از بارداری اینقدر سخته که یه زن تو این سن ترجیح میده بار دار شه و جون خودشو به خطر بیاندازه یا یه زن 27 ساله  از پیچ گوشتی واسه سقط استفاده کنه اما اون یه دونه قرص رو نخوره؟

ای خدااا....