خاطرات دکتر کوچولو

آخرین فرصت
نویسنده : دکتر کوچولو - ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ اردیبهشت ،۱۳٩٠
 

نشد ما یه سال بریم نمایشگاه کتاب.عقده اش مونده تو دلماااااااا.سال دیگه  هم که من اینترنم و وقت نمیشه برم.....بالاخره ما پیر شدیم و نمایشگاه ندیدیم....

.........................................................................................

تنها چیزی که از این فیلم و سریالا یاد گرفتم اینه که با کلی زحمت یکی رو پیدا میکنی،تا میای باهاش نامزد کنی ،از کلفت خوشگل همسایتون خوشش میاد!

.........................................................................................

یه دوست پسرم نداریم که واسه ما خودشو به آب و آتیش بزنه.....حیف یه اسپارتاکوس هم این دورو بر بیدا نمیشه......آخ که پسرای دورو بره ما همشون دخترن....حیف....