خاطرات دکتر کوچولو

.....
نویسنده : دکتر کوچولو - ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ اردیبهشت ،۱۳٩٠
 

همیشه در عجب بودم که چرا در جاده ی عشق پا به پایم نمی امدی،حتی وقتی اهسته و پیوسته می رفتم.امروز فهمیدم....ریگی که در کفشت بود ،تو را می آزرد...