خاطرات دکتر کوچولو

روزهای سخت انتظار
نویسنده : دکتر کوچولو - ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ اردیبهشت ،۱۳٩۳
 

بعد از دو ماه بالاخره دلم رو زدم به دریا و اومدم اینجا. پیام های محبت آمیزتون رو خوندم و اینجا از همتون تشکر میکنم.

کمتر از یک ماه پیش بالاخره من این امتحان دستیاری و دادم و منتظرم که نتایج بیاد. حقیقتش از اینکه تو این مدت یکمی کم کاری کردم و اونطوری که باید درس نخوندم پیش خودم شرمنده ام. اما خدا شاهده تو اون شرایط سختِ تنهایی و مریضی و افسردگی همین قدر درس خوندن هم شاهکار بود.

2 روز قبل یه عمل جراحی انجام دادم و الان تو مرخصی استعلاجی هستم. این طرح عجیب غریب نه تنها روحیه شاد من رو گرفت بلکه سلامتیم رو هم واسه یه ماه ازم گرفت طوریکه طلایی ترین زمان قبل از امتحان رو تو تختخواب گذروندم.

 با همه دردی که تو این یه ماه کشیدم (چه روحی و چه جسمی) از خدا میخوام که همیشه همه سلامت باشن و هیچکس پاش به دکتر و بیمارستان نکشه.

امیدوارم خدا هم یه پارتی بازی بکنه و من بتونم رشته دلخواهم قبول شم. لطفا برام دعا کنین.