خاطرات دکتر کوچولو

وقتی خدا با من دوست میشود...
نویسنده : دکتر کوچولو - ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ آذر ،۱۳٩٢
 

برگشت عقب و بهم نگاه کرد. از اون نگاه مهربونا که دلت میخواد خیلییی طول بکشه.

گفت نترس فرمون دست منه، تو فقط رکاب بزن...