خاطرات دکتر کوچولو

آخرین کشیک مسمومیت -3
نویسنده : دکتر کوچولو - ساعت ٦:٥٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٤ آذر ،۱۳٩٢
 

بعد از چند روز تاخیر اومدم تا براتون از آخرین بیمارم تو آخرین کشیک نحس مسمومیت بگم.

یه دختر جوون رو با حال عمومی خوب به علت مصرف پاراکوات (علف کش) از یکی از شهرستانها اعزام کرده بودند.

مریض خیلی خوشحال بود( خوشحال متضاد بد حال توصیفی است غیر رسمی در اورژانس برای جدا کردن مریض های با حال خوب از بد) و من از اونجایی که سرم خیلیییییییی شلوغ بود سریع مریض رو فرستادم بخش و براش Order نوشتم. البته حقیقتش این بود که هر چی میگشتم دارویی واسه پاراکوات پیدا نمیکردم. منم کاری از دستم ساخته نبود فقط کارهای روتین رو انجام دادم و از اونجاییکه خونده بودم که توی یه سری مطالعات ویتامین c اثرات خوبی داشته نسخه اش کردم و دادم به برادرش براش بخره. البته بماند که تا صبح براش نخرید....

مسئله مهم برام تو اون لحظه این بود که اولاً بیمار دارو رو برای خود کشی نخورده بود و به خاطر ظرف اشتباهی فقط حدود نیم سی سی خورده بود و میگفت همون لحظه هم استفراغ کرده.

حقیقتا من تجربه ای  در مورد پاراکوات نداشتم نمیدونم چطور خدا تو زبونم انداخت که بعد از اینکه دیدم فشار خونش بالا نمیاد و تب کرده و بیناییش کم شده به خواهرش گفتم زنگ بزنین پدر و مادرش بیان ، موضوع جدیه. اما واقعا فکر نمیکردم از بین اون همه مریض این یکی که با پای خودش و سر حال اومده بود فردای همون روز یک ساعت بعد از رفتن من بمیره!

واقعا تعجب کردم. بعدها با استادم صحبت کردم و اون گفت متاسفانه اون ماده واقعا کشنده است...

ناراحتیم بیشتر از این بود که نمیخواست بمیره، فقط به خاطر یه اشتباه...عمرش به زندگی نبود...