خاطرات دکتر کوچولو

خط مقدم
نویسنده : دکتر کوچولو - ساعت ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳ آذر ،۱۳٩٢
 

یادمه اینترن گوارش که بودم یه شب تو کشیکم ساعت 5 صبح بهم زنگ زدن که بپر بیا اورژانس مریض بد حال اومده.

وقتی رفتم پایین دیدم یه مریض میانساله که داره خون بالا میاره. همه با فاصله یک متری وایستادن و منتظر منن!

رزیدنت محترم در کنج اتاق CPR با رعایت دوووور ترین فاصله ممکن وایستاده و دستاشو زده به کمرش.

و دستور میفرمایند که: دکتر NG اشو بذار دیگه! خدا بیامرزه پدر یکی از پرستارا که اومد در گوشم گفت مریض هپاتیتیه و واریس مری داره....تازه حساب کار دستم اومد و دو زاریم افتاد...

حالا بماند که من 2 ساعت با این کلنجار رفتم تا براش NGT بذارم و نشد و مریض فرت و فرت خون بالا میاورد و من نمیدونم چطوری چندشم نمیشد و بعد از کلی تزریق مایع و خون و... کُد خورد و کلی ماساژدادیم و برگشت  و رفت ICU و......تموم مدت این رزیدنت عزیز ما هم در همون فاصله در همون ژستِ خون رزیدنت از اینترن رنگین تره وایستاده بود.

حالا خوبیش این بود که کامنت نمیداد وگرنه جفت پا میرفتم تو شکمش!

پ ن:

CPR: احیا

NGT :لوله ای که وارد معده می شود.

رزیدنت هم که دانشجوی تخصصه و گفتن نداره