خاطرات دکتر کوچولو

مرگ همیشه حق نیست!
نویسنده : دکتر کوچولو - ساعت ٥:٥٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ آبان ،۱۳٩٢
 

یه پسر حدودا 35 ساله  با یه برانکارد که مادر پیر کوتاه قامتش هل میداد اومد تو اورژانس. Patient دوم مال دوستم بود رفت دیدش و بعد از چند ثانیه شاکی و عصبانی برگشت:

"آخه چه معنی میده ؟ مریض رو فقط به خاطر استفراغ مکرر فرستادن اورژانس بستری؟ خب یه سرم میزدن و میرفت دیگه، مادرش هم که فارسی نمیفهمه ..."

هنوز داشت غر غر میکرد و یه شرح حال نصف و نیمه گذاشت و رفت نشست تو استیشن.

از اونجاییکه من همیشه از مِن و مِن کردن پیش استاد حین شرح حال دادن بیزار بودم گفتم خودم برم مریض رو ببینم.

پسر جوون خیلی بی حال و شدیدا دهیدره بود. به هیچ سوالی جواب نمیداد، مادرش فارسی بلد نبود. هیچی نمیشد از این مریض فهمید...

دست گذاشتم رو شکمش گفتم کجا درد میکنه؟ حتی ناله هم نمیکرد...

همونطوری که دستم رو لباسش بود گفتم چقدر بدنش مو داره. آخه زیر دستم یه حس عجیبی داشتم. لباسش رو که بالا زدم دیدم مو نداره!!!!!تعجب

اون چیزی که حس کرده بود "کریپتاسیون" ناشی از آمفیزم زیر جلدی بود!

مریض رو با تشخیص پارگی مری ناشی از استفراغ شدید به اتاق عمل فرستادیم و من تو این فکر بودم که اگه منم مثل دوستم میخواستم فقط غر و لند کنم ، اون پسر جوون روی همون تخت کد میخورد و معلوم نبود الان از کدوم طبقه بهشت بهمون زل زده بود....

پ ن:(توضیحات)

دهیدره: خشکی مخاطات به علت از دست دادن مایعات بدن

کریپتاسیون: توضیحش سخته! ! انگار داری روی" برف "رو لمس میکنی و خرت خرت صدا میده!!! علت وجود هوا در بافت زیرین پوست است(آمفیزم زیر جلدی)

کُد خوردن: هر بیمارستان هنگام نیاز به پزشک و پرستار برای شتافتن بر بالین بیماری که دچار ایست قلبی تنفسی  شده،کُدی رو اعلام میکنه برای مثال : کُد 110 بخش قلب. تا همه متوجه بشن باید برای احیای قلبی ریوی یک بیمار به اون بخش برند.