خاطرات دکتر کوچولو

تلخه تلخ مثل یاد تو...
نویسنده : دکتر کوچولو - ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٩
 

یه روز توی تخت حفاظ دارم نشسته بودم و داشتم قایمکی با یه بسته کوچولویی که پیدا کرده بودم ور میرفتم.یه بسته پلاستیکی زرد رنگ که تقریبا نرم بود.گذاشتمش توی دهنم و مک زدم. خیلی باحال بود. یهو بسته توی دهنم باز شدو....یه شیره تلخ همه دهنمو پر کرد .بعدا فهمیدم اون یه اشانتیون شامپو بوده!!!!!یادمه اونروز خیلی گریه کردم.....

اونموقع من ۴ سالم بود........

١٩ سال گذشته........

امروز که توی خیابون دیدمت  دوباره همون مزه ارو حس کردم. تلخه تلخ مثل همه خاطره هایی که از تو دارم....