خاطرات دکتر کوچولو

و مهر هم به پایان می رسد...
نویسنده : دکتر کوچولو - ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ مهر ،۱۳٩٢
 

مهر کلا ماه خوبی برام بود. درسته که اولش با یه شوک شروع شد اما بعدش تازه فهمیدم که چقدر زندگی پستی و بلندی داره و آدم باید توی هر سختی صبور باشه و خودشو به خدا بسپاره.

چند روز به تهران رفتیم و مهمون عمه ها بودیم. کلی سوغاتی آوردیم و خیلی خوش گذشت. حسابی استراحت کردم تا برای درس و کار آماده شم.

راستش حوصله تایپ کردن ندارم.

پس خداحافظ تا بعد...بامن حرف نزن