خاطرات دکتر کوچولو

رویا
نویسنده : دکتر کوچولو - ساعت ۱:٠۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٩ تیر ،۱۳٩٢
 

میدونی تنها چیزی که این روزا دلم میخواد چیه؟

سرم رو بذارم رو شونه ات و به غروب افتاب زل بزنم ،تا جایی که میتونم بوی عطرت رو از بر کنم و به هیچی فکر نکنم...

تو به چی فکر میکنی و من به چی؟

باشه مثل همیشه منم وانمود میکنم هوس بوسه هاتو کردم تا چشمای تو از روی شیطنت بخنده... آخ که چقدر نگه داشتن دل تو سخته