خاطرات دکتر کوچولو

شروع آینده ای مبهم...
نویسنده : دکتر کوچولو - ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ دی ،۱۳٩۳
 

روز 2 دی در کمال ناباوری متوجه شدم که تخصص قبول شدم و باید تا یه هفته بعد برم برای ثبت نام...

بهر حال خیلی خوشحال شدم...بخاطر رفتن از اون جهنم و تموم شدن سرو کله زدن با اون پرسنل و مرکز بهداشت و مردم.. از روستا رفتن صبح زود تو برف و بارون.... از تنهایی های هفته به هفته از همه سختی ها...

اما مشکل های جدید شروع میشه... آینده مبهمی که در انتظار منه...اینقدر میترسم که دلم میخواد خودم رو بکشم و از این زندگی راحت شم.

ایران یه کشور فوق العاده unstable ئه .روزی که من انتخاب رشته میکردم شرایط خاصی تو نظام بهداشت و درمان بود. حالا که جوابا اومده همه اون شرایط فرق کرده و کاملا برعکس شده.

نمیدونم واسه 4 سال بعد که من فارغ التحصیل میشم قراره چه اتفاقی بیفته... اصلا من ادامه میدم یا انصراف میدم... اصلا زنده میمونم؟

کاش منم تو یه کشور با ثبات زندگی میکردم... کاش همه چیز خووب تموم شه... کاش خدا کمکم کنه