خاطرات دکتر کوچولو

با توام!
نویسنده : دکتر کوچولو - ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ اردیبهشت ،۱۳٩٠
 

اوهوی. حالا که میای اینجا سر میزنی و تاااازه اینقدر روت میشه که نظرم بدی بگم که....

دفعه آخرت باشه واسه من ژست میگیری و پشت چشم نازک میکنی.

اونیکه سو استفاده کرد تو بودی نه من

اونیکه خیانت کرد تو بودی نه من

اونیکه بی چشم و رو بود تو بودی نه من

اونیکه ادبش کف پاش بود تو بودی نه من

 

پس اونیکه باید احساس تنفر داشته باشه منم نه تو!

 

 


 
 
خاطره!
نویسنده : دکتر کوچولو - ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ اردیبهشت ،۱۳٩٠
 

امروز توی درمانگاه پوست یه پیرمرد بانمک رو دیدم که منو یاد یه خاطره انداخت.

یه روز توی درمانگاه اورولوژی نشسته بودیم که یه پیرمرد اومد تو.نشست روی صندلی.

گفتم: بابا جان مشکلت چیه؟

یکم فکر کرد و گفت "اورولوژیم میسوزه!!!!!! "

اتاق یه چند ثانیه ساکت شد و.......یهو ترکید!!!!

 

ای خدا! جانم...!بهش گفته بودن واسه مشکلت برو متخصص اورولوژی ،طفلکی فکر کرده بود اسم اون اورولوژِیه !


 
 
هم گروهی های شاخ من!!!
نویسنده : دکتر کوچولو - ساعت ۸:٠۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ اردیبهشت ،۱۳٩٠
 

من خیلی خر شانسم که با بچه هایی با IQ در حد انیشتین هم گروه شدم.

امروز رزیدنت پوست یه سوال پرسید:

آقایی 60 ساله با سابقه دیابت و  HF با وزیکول وپوسچول و درد در اطراف بینی مراجعه کرده است.اقدام بعدی شما چیست؟

ارجاع به متخصص اندوکرین

ارجاع به متخصص قلب به علت HF

ارجاع به متخصص چشم

درمان سرپایی

فکر میکنین عزیزان ای کیو سان چی جواب دادن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    متخصص قلبببببببببب!!!!!سبز

بابا بخش پوست  ها! 

لطفا برام دعا کنین خدا بهم صبر بده!


 
 
آخرین فرصت
نویسنده : دکتر کوچولو - ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ اردیبهشت ،۱۳٩٠
 

نشد ما یه سال بریم نمایشگاه کتاب.عقده اش مونده تو دلماااااااا.سال دیگه  هم که من اینترنم و وقت نمیشه برم.....بالاخره ما پیر شدیم و نمایشگاه ندیدیم....

.........................................................................................

تنها چیزی که از این فیلم و سریالا یاد گرفتم اینه که با کلی زحمت یکی رو پیدا میکنی،تا میای باهاش نامزد کنی ،از کلفت خوشگل همسایتون خوشش میاد!

.........................................................................................

یه دوست پسرم نداریم که واسه ما خودشو به آب و آتیش بزنه.....حیف یه اسپارتاکوس هم این دورو بر بیدا نمیشه......آخ که پسرای دورو بره ما همشون دخترن....حیف....


 
 
 
نویسنده : دکتر کوچولو - ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ اردیبهشت ،۱۳٩٠
 

دلم اینقدر گرفته که میخوام زار بزنم.نذر میکنم دکتر حسینی قبول کنه با هیپنوتیزم حافظه ام رو پاک کنه.نمیخوام دیگه اسمشم یادم بیاد.نمیخوام بابا نمیخوام. زوره؟

خدایا بسمه.یه غلطتی کردم.تو چرا روز و شب یادم میاری؟

میخوام بمیره.باید اون دنیا ١٠٠ برابر من عذاب بکشه.تا امروز نفرینت نکردم.اما امروز دلم شکسته.

امروز دیگه مهربون نمیمونم.دیگه میگم اونی رو که تو دلمه....از خدا میخوام بکشی اونقدری که من کشیدم....

خسته ام.


 
 
خیلی دکترم!!!
نویسنده : دکتر کوچولو - ساعت ٦:٢۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ اردیبهشت ،۱۳٩٠
 

این درمانگاه پوستم بخدا سوژه است! از بس این ملت باحالن ،ما هم باحال تر از اونا!! طرف یه آبی به صورتش نمیزنه بشورتشاااا پا میشه میاد خال ١ میلی متریشو لیزر کنه! آخه خدااااااا چی بگم من؟

منم که دیگه یه پا متخصص شدم ! مامانه سر بچشو نشونم داد گفت دوروزه سرش میخاره. یه نگاه کردم و بی تفاوت  گفتم خانم جان! سرشو درست بشور ! شوره زده

دکتر اومد یه نگاه کرد گفت به به شپشه!

...........قیافه امو تجسم کن!!!!!!!!..........اینم دکتر مملکت.مملکته دارین شما؟


 
 
یک هیچ به نفع تو!
نویسنده : دکتر کوچولو - ساعت ٧:٢٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ اردیبهشت ،۱۳٩٠
 

آقااااا ایندفعه کسی از من خواستگاری کنه با پا میرم تو صورتش! گفته باشم نگین نگفتی!

چیه یاد گرفتین هر وقت فکر خراب تو سرتونه از آدم خواستگاری میکنین،هااااا؟

ای خدا اینا فکر کردن ما گوسفندیییییییییییم


 
 
مردیم از بس نالیدیم!!!
نویسنده : دکتر کوچولو - ساعت ٤:٤۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ اردیبهشت ،۱۳٩٠
 

سطح خونی طنزمان شدیده افت کرده!!!!

بس که به دوران کذایی غفلت زدگی و خریت بیش از حد و حصر روزهای نه چندان دورمان اندیشیدیم(!) رگهایمان خشکییییییید!!!

بابااااااااا گور بابای عشق و عاشقی و این خزعبلات.

آقا جون من سرمو بکوبم به دیوار بمیرم راحت میشی ؟ این همه ملت نصیحتت میکنن و برات نسخه میپیچن ،اما تو آدم بشو نیستی که!

آآآخ از بس این دو روز تعطیلی نشستم پای کامپیوتر زخم بستر گرفتم. تعطیلی هم به ما نیومده آخه!!اصولا بنده با خرحمالی توی بیمارستان حال میکنم،حرفیه؟


 
 
.....
نویسنده : دکتر کوچولو - ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ اردیبهشت ،۱۳٩٠
 

همیشه در عجب بودم که چرا در جاده ی عشق پا به پایم نمی امدی،حتی وقتی اهسته و پیوسته می رفتم.امروز فهمیدم....ریگی که در کفشت بود ،تو را می آزرد...


 
 
if...
نویسنده : دکتر کوچولو - ساعت ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ اردیبهشت ،۱۳٩٠
 

اگه یه روز میفهمیدم که یه بچه سر راهی بودم،هیچوقت دنبال مادر واقعیم نمیرفتم!

یه توضیح بدم: یعنی اینقد این مامانم مااااااهه که دنبال اون واقعیه نمیرفتم!


 
 
بخش پوست!
نویسنده : دکتر کوچولو - ساعت ٩:۳٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ اردیبهشت ،۱۳٩٠
 

ای بابا گفتیم بخش پوست کویته و ساعت ١١ میایم خونه و لم میدیم رو کاناپه و کانال عوض میکنیماااااااا! شانس نداریم که. زد و روز اول بچه ها گند زدن به بخش و به پروگنوز گروه و کلا نیومدن! بعد کلی شماتت شدن متنبه نشدن و یه گندی دیگه روش مالوندن!!!

ای خداااااااااااا

رزیدنتا باحالن!بخش خلوتتتتتتتتت.پرستارا بیکااااااااااار....جوووووووووووووووووون

درمانگاه هم که خیلی خوبه.همه چیز عالیه! بهتر از این نمیشه.دیگه چی از خدا بخوام؟


 
 
شمارش معکوس
نویسنده : دکتر کوچولو - ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ اردیبهشت ،۱۳٩٠
 

خوشحالم با یکی دوست شدی!!! البته شمارش معکوس جدا شدنت ازش رو همین امروز شروع میکنم

احتمال ماگزیمم ١ ماه طول بکشه وقتی خوب پولاشو گرفتی و یه ١٠ بار شام مجانی خوردی

کاش همدون شلوغ بود اونوقت معلوم نمیشد که هر ماه با یکی دوست میشی...که هیچکس تحملت رو نداره.....که همه متفق بگن کاش قیافه نداشتی اما اخلاق داشتی

دوستات همه از خیانتت حرف میزنن.....حتی امین هم از محسنات اخلاق خوشت و نوع زندگی برام میگفت و میخندید!!

ای خدا....من که عاقل شدم...تو کی عاقل میشی؟؟

شمارش معکوس: ٣٠............. هه هه


 
 
و اما پایانی خوش....
نویسنده : دکتر کوچولو - ساعت ۸:۱۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ اردیبهشت ،۱۳٩٠
 

بخش قلبم با یه امتحان پر استرس و نه چندان خوب تموم شد.تازه داشت از بخش خوشم میومد.اورژانس بخش رو خیلی دوست داشتم.بچه های خودمون اینترنش شدن و منم احساس نزدیکی بیشتری با اینترنی میکردم.واسه همین بیشتر توی اورژانس میچرخیدم و سعی میکردم یه چیزایی یاد بگیرم.دلم میخواست هنوز تو بخش بمونم.

امتحانم خوب نشد. اگه نمره ام از بچه ها کمتر بشه خیلی ناراحت میشم.خداییش من بیشتر از همشون تو بخش دویدم و شرح حال گرفتم. خدا؟ خیلی بی عدالتیه. خیلی